X
تبلیغات
به وبلاگ جواهری در قصر یانگوم خوش آمدید.

به وبلاگ جواهری در قصر یانگوم خوش آمدید.

این وبلاگ وبلاگ تخصصی سریال جواهری در قصر - یانگوم - می باشد .

تبلیغات

+ نوشته شده در  86/12/29ساعت 4:0  توسط علی  | 

عکسهای گنگ بوک

برای شروع چند تا عکس از گونگ بوک بد نیست.

بقیه عکسهای گونگ بوک را در ادامه مطلب می توانید بینید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  86/11/17ساعت 4:39  توسط علی  | 

تولد دوباره وبلاگ

بنابر درخواستهای مکرر شما دوستان گرامی وبلاگ چواهری در قصر کار خود را ادامه خواهد داد و شما عزیزان از این پس مطالب ، عکسها و تصاویر مربوط به سریال امپراتور دریا و سایر سریالهای صدا و سیما را با توجه به درخواست خود در آن خواهید یافت.

+ نوشته شده در  86/11/17ساعت 4:2  توسط علی  | 

خلاصه قسمت بعدی ( 48 ) سریال جواهری در قصر

جلسه گرداوری داشت به بمب بست و بی نتیجه گی میرسید که افسر مین و یانگوم میان به جلسه و برگ برنده را (جوکر) را رو می کنند و روند جلسه ومسئله عوض میشه .

و در اینجا بانو چویی که می فهمه که چه کلاهی سرش رفته و تا حدی حساب کار دستش میاد . یوالی هم از این قاعده مستثنا نیست

و طوری میشه که دیگه کسی همدیگه را نمیشناسه و همه شروع به پیچوندن هم دیگه می کنند .

ترس یوالی از ضایع شدن

روشن شدن نقاط تاریک قضیه اردکهای گوگردی :   

رییس دادستانی : چه شده؟

افسر مین : زندگیش در خطر بود .بنابراین ما مدتی او را مخفی کردیم

رییس دادستانی : زندگیش در خطر بود؟

افسر مین : اون تنها کسی هست که  همه چیز را در مورد اردک گوگردی می داند

وقتی برایروشن شدن حقیقت به خانه اش رفتم  

یک نفر را  دیدم که می خواست او را بکشه بنابراین دنبالش کردم  اما او فرار کرد

رییس دادستانی : یک آدم کش؟چه کسی اون آدم کش را سراغ او فرستاده

افسر مین : احتمالاً کسانی که می ترسیدن حقیقت روشن بشه

رییس دادستانی : پس چرا  اون را مخفی کردین و همچنین به دادستانی  گزارش نکردین

رییس پزشک : متاسفم که این را می گویم اما به خاطر منه

من مدتی زمان می خواستم تا خودم را برای مجازات این جرم آماده کنم

بنابراین از او خواستم به من مدتی وقت بدهد

وزیر اوه : دیدین . من نگفتم این مدارک جعلی بوده؟

و رییس دادستانی عصبانی از اینکه یوالی اونها را سر کار گذاشته  

رییس دادستانی : چی در مورد این می دونی؟

من ازت سوال کردم

خشم رییس دادستانی

یوالی : در حقیقت

بانو منشیها من را تحریک کرد

وزیر اوه : دیدین . من به شما چه گفتم؟

بانو چویی : اون دختره دیوانه است.هرگز

من هرگز این کار  را انجام ندادم

بانو چویی (خطاب به یوالی ) : چطور جرات میکنی اینجا دروغ بگی؟

رییس دادستانی : بانو چوئی آرام باشید

بانو چویی : این از قبل تنظیم شده است

وزیر اوه : بنابراین اون  دزد روشن کرد که این آقا با اون کلوپ بوده(کنایه)

حالا شما با توجه به مشاهدات همه چیز را می دانید

روشن که بانو چوئی باعث و بانی قضیه سوپ اردک گوگرد دار بوده

بوسیله کینه ورزیدن به بانوان آشپزخانه همانطور که به شما گفته بودم

(خطاب به بانو چویی )  : پشیمان شو و حقیقت را بگو

بانو چویی : جناب وزیر  شما نباید این حرفها را بزنید

وزیر اوه : چی گفتی ؟

رییس پزشک : این چیزیه که هر دوی شما انجام دادین

پانسول چوئی بردار بانو منشیها توطئه را شروع کرد

اعترافات رییس پزشک

بنابراین من و پزشک دربار آشپز خانه را بابت اشتباهمان مقصر دانستیم

وقتی داشتیم از آشپزخانه تحقیق می کردیم

آقای اوه مسئول تحقیقات در اون زمان بود

اگر چه او سکوت می کنه ولی او همه چیز را می دونه

او با این برنامه ها  آقای جو را به خیانت متهم کرد

وزیر اوه با عصبانیت و خشم فراوان: رذل پست فطرت.منظورت از این بیهوده گویها در مورد انحرافات پزشک(تشخیص اشتباه ) چیه؟

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  86/06/30ساعت 6:0  توسط علی  | 

چند عکس از به همراه عکس عروسی شین بی

اینم عکسهای امروز و عکس های شین بی .

شين بي

بقیه این سری از عکس های شین بی را می توانید در ادامه مطلب ببینید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  86/06/30ساعت 5:49  توسط علی  | 

عکسهای یونسنگ

اینم عکسهای امروز و چند عکس زیبا از یونسنگ.

بقیه این سری از تصاویر یونسنگ را می توانید در ادامه مطلب  ببینید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  86/06/30ساعت 5:22  توسط علی  | 

خلاصه قسمت بعدی ( 47 ) سریال جواهری در قصر

یانگرو حالا فرد مهمی شده که داری دو نامه است که تقدیر وزیر اوه و بانو چویی به اون نامه ها بستگی داره و در همین راستا برای کمک متقابل به یانگوم پیش اون میره

یانگوم : چرا اومدی اینجا؟

یانگرو : اینها دستورات با ارزشی هستن

یکی از طرف بانو چوئی و یکی از طرف وزیر اوه

بانو چوئی بهم گفته گه ناپدید(قایم) بشم

وزیر اوه این را داد که من ببرم  دفتر دادستانی به اونها بگم

که بانو چوئی با تو چه کار کرده

بنابراین سرنوشت اونها بستگی به من داره که چه کار بکنم

یانگوم: اما چرا اومدی پیش من ؟

یانگرو : تو نمی دونی ؟اونها این کار کردن  چون من همه چیز را می دانم

من بهت کمک می کنم تو هم به من کمک کن

با اعتماد ملکه ، تو  میتونی کمک کنی که بانو منشیها بشوم

من دوست ندارم مثل آوارها زندگی کنم

و من نمیتونم به آقای اوه کیومو  اطمینان بکنم

..اما من میتونم به قول تو اطمینان بکنم ، بنابراین

ینگوم : اما من هیچ قولی نمی دم

یانگرو : چی ؟

چرا ؟ تو حالا به من نیاز داری .خوب فکر کن

یانگوم : من می تونم بدون کمک تو این کار را انجام بدم

تنها راهی که الان برای زنده ماندنت باقی مانده اینه که اعتراف بکنی و طلب بخشش بکنی

برو به دفتر دادستانی و همه چیز را بگو

یانگرو : اون موقع من را بیرون نمی دازن؟

اشک تمساح :

بانو چویی با توجه به خواسته قبلی یانگوم(طلب بخشش) و برای فهمید این که اصلاً حرف حساب یانگوم چیه در خانه داگو میاید و سراغ مزار میونگی را میگیره

به این صورت می خواسته اشکی بریزه و دل یانگوم را بدست بیاره 

بانو چویی : بک_ یونگ ,میونگی و من وقتی هشت سالمن بود وارد قصر شدیم

من زیاد به بک _ یونگ نزدیک نبودم

برای اینکه اون خیلی ساکت و آرام بود اما من به میونگی نزدیک بودم

اون خیلی جسور و با نشاط بود واو همیشه خیلی کنجکاو بود او

سوالات زیادی از من می پرسید و من از اون مشکرم که چیزهای زیادی بمن یاد داد

اشک تمساح

من کارهای بد وشریری  به عنوان یک دوست انجام دادم

اول اینکه من زندگیم را بهش مدیون هستم و این خیلی برام غذاب آور بود

من همچنین دعا می کردم... اون چیز دیگه

... اتفاق نیافتد

من ممکن دیگر این کارها نکنم

ومن باز دعا کردم و باز دعا کردم

برای خاله ام برای خدا و برای هر چیز که در این دنیا هست

اما من تا اندازهای انجام دادم .این کار من بود متاسفم یانگوم

خواهش میکنم مرا ببخش .من را ببخش

من ازت می خواهم که با زانو زدن پیش  میونگی این طورمرا ببخشی

من هر کاری که از من خواسته بودی  برای میونگی و بک یونگ انجام دادم . من را ببخش

خواهش میکنم مرا ببخش . من اینطور ازت خواهش می کنم

یانگوم: من مطمئن هستم که قلبتان از مادرم ببخشش می خواهد

من می دونم که این رنج در تمام این زمان باعث شده این کار را بکنید

بنابراین به دفتر دادستانی بروید و همه چیز را بهشون بگین

بانو چویی : خواهش می کنم ...خواهش میکنم نه لطفاًبه خانوادم رحم کن ...یانگوم

یانگوم : پشیمانی این معنی را داره که شما مسئولیت اونچه که انجام دادین  را بپذیرین

.فهمیدن هر کار اشتباهی که انجام دادین و برای جبران ان اقدام کنید

و دوباره این کار را نکنید که پشیمان بشوید

شما چه طور انتظار بخشش دارین بدون اینکه دست از کارهایتان بردارین

یاآشکارا هر کار اشتباهی در این دنیا انجام بدهید

بانو چویی : من برای تو زانو نزدم که این را بخواهی؟

من برای تو زانو زدم که این را بخواهی ؟

یانگوم : برید به دفتر دادستانی

فرار یانگرو :

یانگرو بعد از صحبتهای عارفانه یانگوم(که در این قسمتها از این صحبتها بسی زیاد می شنویم) با خودش فکر میکنه و عازم دفتر دادستانی میشه. و این خبر به پانسول هم میرسه و لرزه وحشتناکی بر پیکر چوییها وارد میشه

نا امیدی چوییها

و تمام نفرات خودش  را از پایگاه بسیج سئول را جمع آوری کرده و دنبال یانگرو میفرسته

عصبانیت پانسول از کار یانگرو

نگرانی بانو چویی

نامه به مقصد نرسید:

فردا صبح یانگرو به طرف دفتر دادستانی راه میوفته و افسر پارک دم در دفتر منتظر یانگرو هست که یک لحظه روی گردان از یانگرو میشه و پیل دو یانگرو را با کجاوه می دزده و ....

و این خبر به گوش وزیر اوه رسیده و موجبات نگرانی فراوان اونها میشه چون عملیات با شکست موجه شده

خبر شکست عملیات به وزیر اوه

از آن طرف پانسول از محتویات نامه وزیر اوه با خبر شده و جنگ بین چوییها و وزیر اوه شکل رسمی و همه جانبه به خود می گیره

نتایج نهایی سر نخ طلایی شماره 1

افسر گارد خبر مهمی برای افسر مین(افسر امور داخلی _مقام 9) میاره

توجه شود که به افسر مین هیچوقت تکام (وزیر) گفته نمیشه و لفظ یونگام به معنی قربان استفاده میشه

جرمهای وزیر اوه سری اول

افسر گارد : قربان ...ما اطلاعات مهمی از مهاجمان دستگیر شده بدست آوردیم

افسر مین : اون چیه؟

افسر گارد : یکی از نفر از اونها از مقامات کاگاوا است. یک منطقه ژاپنی

افسر مین : یک مقام رسمی ؟ بعد؟

افسر گارد : اون گفت گه رئیس اونها و وزیر اوه داشتن

یک توافق نامه تجاری مخفیانه و زیر زمینی با شرا یط وزیر اوه می نوشتن

افسر مین : چی ؟واقعاًوزیر اوه خودش شرایط را نوشته؟

پس وزیر اوه مدارکی دارد

افسر گارد : او هم همین را گفت

اما چطور میتونیم خانه وزیر اوه  را بگردیم

جرمهای وزیر اوه : سری دوم

یانگرو به دفتر دادستانی رفته و گفته های پانسول در مورد وزیر اوه که بهش دیکته شده میگه و این باعث تعجب همه میشه

رییس دفتر دادستانی (شخصیت جدید)(بی اسم)

یانگرو : یکی از خویشاوندانم  که بار رقص را اداره میکند شنیده که

وزیر اوه و محقق باهم صحبت می کردن

بازرس : اون بهش وعد داد اگه او سه نقطه تو برگه امتحان بذاره

اونوقت او میتونه مقام برنده را داشته باشد

یانگرو : بله اون محقق در اون وضعیت برنده شد و وزیر اوه هم بهش گفت

به عنوان فرماندار به یکی از مناطق برو

و آنوقت اون باید پولی که از دربار می گرفت به وزیر اوه میداد

رییس دادستانی : این حقیقت داره؟

یانگرو : البته . این چیزیه که من بوضوح شنیدم

شما میتونید اینها را تایید کنید

عکس العمل وزیر اوه

وزیر اوه : این مطمئناً کار بانو چوئی است

افسر پارک : تنها اونها داستان را می دانند

وزیر اوه : اگه این مربوط به اردکهای گوگردی بود من میتونستم بانو چوئی را مقصر معرفی کنم

خشم وزیر اوه

اما اون داره با چیزهای دیگه بهم حمله می کنه

افسر پارک : باید به ملاقات ملکه مادر بریم قبل از اینکه اونها از شما بازجویی بکنند

شما باید کاری بکنید قبل از اینکه گیر بیافتین

در قصر ملکه مادر چه گذشت :

وزیر اوه برای ملاقات با ملکه مادر به اونجا میاد اما بانو چویی به بانو ملازم ملکه مادر  میگه (بانو کیم ) که به وزیر اوه بگین پزشکها داخل هستند و نمی توند ایشون را ببیند

راوی : بانو چویی می داند که وزیر اوه چی می خواهد به ملکه مادر بگه

وزیر اوه هم به وجود بانو چویی در قصر ملکه مادر شک میکنه اما بانو کیم میگه که بانو چویی امروز اینجا نیومده

بانو چویی همه را بیرون کرده و ارایض خوش را با خیال راحت به ملکه مادر  میگه

 فروختن وزیر اوه

...بانو چویی : عالی جناب وزیر اوه این مدت کارهای خلافی انجام داده

در آخرین امتحان و همچنین در دفتر دادستانی دربار

ملکه مادر : کارهای خلاف؟

بانو چویی : او به یکی از دانشجویان سوالاتی را که عالی جناب می دادن گفته

و با نشانهای مخفی باعث شد که او برنده بشه

و حتی او را به دونگ نای فرستاد تا بودجه را اختلاس بکنه

ملکه مادر : چی وزیر اوه این چنین کارهای خلافی انجام داده

...بانو چویی : بله.... بنابراین دفتر دادستانی تحقیق را شروع کرد  

و دانشجویان به جرم خودشان اعتراف کرده اند

و همین یکبار کافی است که تا کنترل اوضاع زودتر از دست ما خارج بشود

ملکه مادر : خارج از کنترل ؟

بانو چویی : او از این کارها در بیرون قصر زیاد انجام داده

و برای این است که عالی جناب نسبت به ایشان بد گمان شده اند

این ممکن باعث آسیب دیدن ولیعهد بشود اگر کسی که از او مراقبت می کنه

سران امور داخلی که در دسترس مباشند درگیر این موضوع هستند

ملکه مادر : اما او بیشترین کار را برای محافظت از ولیعهد انجام داده

بانو چویی : می دانم.اما او یک مسئولیت برای ولیعهد است

ناکامی او در اداره داروخانه واین فقط قدرت بیشتری به ملکه داد

پایان کار یانگرو :

یانگرو ماموریت خود را بخوبی انجام داده و حالا دیگه تاریخ مصرفش تمام شده و پانسول مقدمات کم شدن شر اون را از قبل آماده کرده .و با فرستادن اون به جنگل سرش را زیر آب میکنه

استفاده از فرصت :

در این اوضاع بانو چویی باز پیش ملکه رفته و پتو و لحاف و تشک و ملحفه وزیر اوه را به طور کامل روی آب میریزه

بانو چویی : عالی جناب نماینده های مقامات داخلی به دونگ نای فرستاده شدن

بانو چویی تمام گناهان را گردن وزیر اوه می ندازه

و بانو یون که جاسوس بوده هم مرده

ملکه مادر : چی ؟ مرده؟

بانو چویی : اونها می گن او را کشتن

ملکه مادر : اه خدای من

بانو چویی : شما باید حالا تصمیم بگیرید

...اگر اوضاع از کنترل خارج بشه ,نه تنها وزیر اوه

بلکه هر دو وزیر و رئیس مقامات داخلی توی دردسر می افتن

شما باید صرفنظر کنید از این سود کم به سود زیاد

دلیل مهمتر انجام این کار اینه که

زیرا بانوی پزشک یانگوم وصیت رئیس پزشک کشته شده را دارد

ملکه مادر : وصیت نامه؟

بانو چویی : در واقع این عقیده وزیر اوه بود وزیر  جو مقصر دانسته بشه و این کار را انجام داد وقتی

  که رئیس پزشک در حال تحقیق در مورد بیماری عالی جناب بود با مقصر شناختن آشپز خانه

...بنابراین او به رئیس پزشک همه چیز را نگفته

ملکه مادر : اما رئیس پزشک قبل از اینکه بمیره در این مورد وصیت کرده

بانو چویی : بله و اگر این بدست ملکه برسد

خبر مرگ یانگرو :

خبر مرگ یانگرو به یونسنگ هم می رسه و بساط گریه دوباره به پا میشه

در همین اوصاف بانو مین و چنگ قضیه یانگوم و یانگرو و وصیت رییس پزشک را به یونسنگ میگند

 

حس فداکاری بانو چویی :

بانو چویی هم لوزم انجام این کار را به گیومیونگ میگه

علت گشتن یانگرو

گیوم : اون مدت طولانی به ما وفادار بود

این دیگه لازم نبود 

بانو چویی : اون به ما خیانت کرد

تضمینی وجود نداشت که اون دوباره به ما خیانت نکنه

و او همه چیز را در مورد ما میدونست

اون حتی به وزیر اوه در مورد میونگی گفته بود

من نمی تونستم اون را ببخشم وما نبایستی

و مهمترین دلیلی که ما باید اون را میکشتیم

محافظت از تو بود

بدون بانو یون حتی اگر

او لو می رفت , پانسول ومن تو دردسر می افتادیم

اما تو میتونی از این موضوع خارج باشی

ازاونجایی  که رئیس پزشک تو را در آن زمان نمی شناخت

... به دقت بهم گوش کن من نمی خواستم اون کار را بکنم

هر چه نسبت به تو بیشتر انجام بشه من ترجیحاً مرگ را انتخاب می کردم

وقتی خاله ام بهم گفت که اون مواد را توی ظرف مادر شاه بریزم

من از قصر فرار کردم

دایی ام من وادار کرد که برگردم و من با چند روز روزه گرفتن و غذا نخوردن با اونها مخالفت کردم

من انتخابی نداشتم اما در نهایت قبول کردم

من از همه چیز لذت برده بودم و من این را مدیون خانواده بودم

انجام ندادن اونچه که خانواده انتظار داشتن که من از آن طفره برم

پس من به خودم گفتم  مطمئناً من این را انجام می دم . من باید این را انجام بدم

وقتی که برادرم یا خالم بهم دستور می دادن

من باید محکم می بودم

من می بایست هر احساس و عاطفه را کنار می گذاشتم

من باید همه احساسات همدردی و دلسوزی برای هرکس را دور می ریختم

حالامی فهمم خاله ام گفت اگه تو می خواهی کارهایی انجام بدی 

انوقت باید تمام احساس تهدید و ترس را دور بریزی

بنابراین من ممکن در محافظت از خانوادم شکست بخورم

اما تو باید زنده بمونی

حتی اگه اتفاقی برای من افتاد و تو پایینترین بانو  

از بانوان دربارشدی  و تا پایان 

در یک  گوشه قصر بمان

تو باید زنده در قصر بمانی

تو باید بچه دیگری را تربیت کنی دوبار خانواده ما را سر بلند بکنی

اگه می فهمی که چه میگم پس همه احساسات را دور بریز . میفهمی ؟

یونسنگ نیز به شاه قضیه وصیت رییس پزشک را میگه و شاه نیز که  بدش نمی یاد حالا که آخر از همه در مورد وصیت می شنوه ، نگاهی به وصیت بندازه و دستور گرفتن وصیت را به رییس خواجه میگه

وصیت کجاست ؟؟

بانو چویی بالاخره ملکه مادر را ترغیب می کنه که وصیت رییس پزشک را از  یانگوم بگیره ولی یانگوم

منکر قضیه میشه  و نداشتن وصیت را با اینکه اگه داشت به ملکه زدوتر می گفت توجیه می کنه

در راه برگشت پیشکار یونگ دستور شاه را به یانگوم ابلاغ میکنه و یانگوم به پیشکار یونگ قضیه

 نداشتن وصیت را میگه و به پیشکار یونگ اعلام میکنه که همه چیز را به ملکه خواهد گفت

یک تیر و نشانه های بسیار :

بانو چویی نیز با یک فکر بکر اوضاع را می سنجه و با صدا زدن یوالی وصیت رییس پزشک را خودش نوشته و به یوالی میگه که اون را به دفتر امور داخلی ببره با این کار  مهم به جرمهای وزیر اوه یک سری دیگه اضافه میشه . یوالی نیز دریگر این ماجرا میشه و در نهایت عکسل العمل یانگوم با وصیت کذایی رییس پزشک هم رو میشه

دادن ماموریت به یوالی

یوالی به دفتر امور داخلی میره و این خبر توی قصر می پیچه و یانگوم تنها کسی که می دونه اصلاً وصیت وجود نداره و وصیتی که یوالی داره تقلبی است و با افسر مین پیش ملکه رفته و اقدامات لازم را انجام می دهند 

جرمهای وزیر اوه سری سوم:

سرانجام یوالی با وصیت جعلی رییس پزشک به دفتر امور داخلی میره

یوالی در دفتر امور داخلی

بازرس : چطور تو این را داری و عضو خانواده ای او نیستی؟

یوالی : در حقیقت مشکل با اردکهای گوگردی شروع شد

او(رییس پزشک) بسیار تلاش کرد از تشخیص اشتباه جلوگیری کنه

من هم اطاعت از او کردم وقتی که بعنوان یک بانوی پزشک اومدم اینجا

برای ملکه مادر و من در مورد این فهمیدم

بنابراین او این را بمن داد چون این به اون اتفاق مربوط می شود

بازرس : اما حالا چرا این را به ما نشان می دهی؟

یوالی : از افکار اشتباه منه , من ترسیدم که این به آبرو وعتبار او دوباره آسیب بزنه

حتی اگر چه اون تاوانش را با زندگیش داد

من در این مورد فکرکردم به نظر می رسید که من مانع قصد او

در روشن شدن حقیقت بشم.او در نهایت فرار کرد 

وزیر اوه در مخمصه :

شاه نیز که از دست وزیر اوه دل خوشی نداره موقتاً اون را به مرخصی اجباری میفرسته و این باعث خشم وزیر اوه میشه و افسر پارک قضیه ولیعهد را میگه و وزیر  اوه یادش میفته که ولیهعد هنوز هست

وزیر اوه در شرف اخراج

وزیر اوه : فکر کنم من بیرون باشم من قدرتم را از دست ندادم

من نمی خواهم همه چیز را به بانو منشیها واگذار کنم

افسر پارک : قربان حالا وقتشه

وزیر اوه : چی ؟ وقت چیه؟

افسر پارک : وصیت نامه رییس پزشک به دفتر امور داخلی رسیده

وزیر اوه : پس این حقیقت داشته که یانگوم اون وصیت را داشته؟

افسر پارک : اما یک چیز عجیبه اون یانگوم نبوده بلکه یوال یی بوده

وزیر اوه : یوال یی کیه؟

افسر پارک : این عجیبه . من فکر می کنم این نقشه بانو چوئی باشه

اگه شما همینطور بمانید

وزیر اوه : من اینطور ضربه نمی خورم

بریم پیش ولیعهد

وزیر اوه در قصر ولیعهد

و وزیر اوه  که میبینه دیگ راهی نداره پیش ولیعهد میره تا مقدمات کار را به اون توضیح بده که می فهمه که ولیعهد رفته پیش ملکه مادر . باز بانو چویی بادسیسه نمی زاره این ملاقات انجام بشه

 و در این اوصاف ماموران دفتر امور داخلی برای  بردن وزیر اوه به اونجا میان و وزیر اوه برای تحقیقات می برنند

وزیر اوه ناکام از ملاقات با ملکه مادر

هدایت وزیر اوه به دفتر امور داخلی

وزیر اوه در دفتر امور داخلی :

 

وزیر اوه : شما بابت این تاسف خواهید خورد من قبلا با در خواست شما متهم شده ام

دیگر کافی نیست؟

چه چیز بیشتری میخواهید؟

رییس دادستانی : رییس پزشک قبل از اینکه بمیره یک وصیت به یوال یی داده

وزیر اوه : که چه کار باید با من انجام بده؟

بازرس : شما بازپرس بودین وقتی آقای جو کشته شد درسته؟

وزیر اوه  : من به دستور عالی جناب اون کار را انجام دادم

بازرس : برطبق این در خواست حتی اگر او گفته باشه این میتونه تشخیص اشتباه بوده باشد

شما به او گفتین که قصد دارین که غذا مقصر اعلام بشه و

مراقب چیزهای دیگه هم باشه

وزیر اوه با خشم و عصبانت ( به یوالی ):چطور جراعت می کنی؟کی بهت گفته این مدارک جعلی را بیاری

بانو منشیها گفته؟ نگفته؟

زودتر حقیقت را بگو

بازرس : آقا . اینجا دفتر امور داخلی است

ما مامور تحقیق هستیم

وزیر اوه : پس کارتان را درست انجام بدیدن

اقدامات تلافی جویانه  :

وزیر اوه : گول حرفهای بانو چوئی نخورین و با مامور ارشد خودتان بد رفتاری نکنید

رییس دادستانی : در مورد چی صحبت می کنید؟

وزیر اوه : من قادر نیستم در این مورد صحبت کنم

برای اینکه من کاملاً از هر گناهی مبرا نیستم

اما احتمالاً بانو چوئی کسی است که بانو یون را کشته

بازرس : آیا شما برای این مدرکی دارین؟

وزیر اوه : بانو یون بانو همراه بانو منشها بوده

دختر برادر یون مک_کی که در بار رقص من زیاد او را میدیدم

بنابراین من جزئیات این اتفاق را از او شنیدم

یکی از دوستانش که بانوی دربار بوده او (بانو چوئی ) را دیده که چیز بدی داشته

در ظرف ملکه مادر در اون زمان می ریخته

بنابراین انها اون را به دروغ متهم کردن  و کشتنش

رییس داستانی : چی ؟بانوان دربار این کار را کردن

وزیر اوه : بله بانوان دربار یک تشریفات مخفی دارن یا چیزی شبیه این

و اگر انها این قواعد را بشکنند ، تنبیه می شدند

این در مورد بانو هن روشن شده بود

کسی که بانوی اول آشپزخانه در اون زمان بود

بنابراین او نمی تونسته  تنها این کار را بکنه

اون از رییس پزشک استفاده کرد

برای ترتیب دادن مشکل غذا و متهم کردن بانو هن به خیانت

این تقصیر منه  برای نفهمیدن کامل موقعیت

بعنوان یک بازرس. اما من انتخابی نداشتم چون اون کاملا ترتیب داده شده بود

رییس دادستانی : بنابراین شما کی این را فهمیدین

که اون از بانو یون استفاده کرد و به اون جرمهای شما را گفته و از شر او خلاص شده

وزیر اوه : درسته . بنابراین شما میدانید قبل از تحقیق چه کار بکنید

این احتمالاً از بانو منشیها دستور گرفته که این مدارک جعلی را بیاره

بازرس خطاب به یوالی : بانو منشیهای قبلی بهت گفته این کار را بکن؟

یوالی : این در خواست رییس پزشک بود کسی که من پیش او خیلی سالها خدمت  کردم

این حقیقت نداره

وزیر اوه : چطور جراعت می کنی ؟

رییس داستانی : من فکر می کنم ما باید صحت این مدرک را برسی کنیم

بنابراین وزیر اوه می تونند برگردند و شما می تونید مدرک را برسی کنید

بازرس : قربان این نوشته های اونه

حتی اگر ما صحت این را تحقیق کنیم

ما نمی تونیم بزاریم وزیر اوه بره

رییس داستانی : ساکت باش و کار را انجام بده

قضیه اوردکهای گوگردی باید روشن بشه  :

در همین حالا رییس خواجه میاد به اونجا و اعلام میکنه که شاه خواستار پیگیری جدی این قضیه هست و این باعت تعجب همه میشه و افسران امور داخلی به این نتیجه می رسند که جلسه ای تشکیل بشه و  همه افرادی که به قضیه اردکهای گوگردی مربوط میشوند را با هم رو در رو بکنند

 

مدرکی بر ضد ما وجود نداره :

بانو چویی با کمال خونسردی نظارگر اوضاع است چون تمام شاهدان سربه نیست شدن

بانو چویی خوشحال از موفقیت

گیوم : یانگوم هنوز واکنشی نشان نداده اگر چه ما مدارک جعلی را نشان دادیم

بانو چویی : منظورت اینه که اون را نداره

گیوم : بله ...اون مبارزهای داخلی را هدف گرفته

بانو چویی : بله اگر چه ما خیلی در گیر شدیم اما هنوز می تونیم نجات پیدا بکنیم

رییس پزشک و یانگرو اینجا نیستن . چه کسی میتونه شهادت بده؟

 

جلسه گرداوری :

جلسه گرداوری در دفتر دادستانی تشکیل میشه و همه نفراتی که با قضیه اردکهای گوگردی مرتبط بودند در اون جلسه حضور دارند  

افراد حضور یافته :

وزیر اوه _ یوالی _  بانو چویی_گیومیوگ_بانو مین _پیشکار یونگ(رییس خواجه)

و گروه پزشکی : پزشک یونگ _ بانوی اول پزشکی و بانوی پزشک بی سان

رییس دفتر دادستانی وارد میشه و جلسه شروع میشه

 

رییس دادستانی : شما همه میدونید چرا اینجا هستین

رییس پزشک سلطنتی یونگ یون سو زمان زیادی نیست که مرتکب خودکشی شده

اما اون یک وصیت به بانوی پزشک یوال یی داده

که اون وصیت در بر دارنده اطلاعاتی در مورد قضیه اردک گوگردی

و همچنین در مورد اعدام آقای جو بوده

با این نوشته که وزیر اوه کیومو همه دستورات را دادن

اما وزیر اوه گفتن که بانو چوئی اون را ترتیب داده

بانو چویی : امکان نداره

رییس دادستانی : برای همینه که ما با هم اینجا جمع شدیم که  دقیقاً بفهمیم

چه اتفاقی در آن زمان افتاد

بنابراین ما با پزشکان شروع می کنیم

رییس پزشک گفته که

کسی نمیدونسته که عالی جناب از چه بیماری رنج می برده

اما او آن را آنفلوانزا تشخیص داد

بنابراین مرتکب اشتباه پزشکی شد و بیماری بدتر شد. درسته؟

پزشک یونگ : بله قربان

ایشون  بنظر می رسید که از آنفلوانزای طولانی رنج می بره

.بنابراین آنها از روش پزشکی بو_جا استفاده کردن

و بدتر شدن حال عالی جناب به این خاطر بود

رییس داستانی : پس  اونها بعد از اینکه حال عالی جناب بدتر شد وتب شدید گرفت چه کار کردن

بانوی اول پزشکی : رییس پزشک در اون زمان گفت این مسئله غذایی بوده

بنابراین بانوی اول آشپزخانه دستگیر شد

بی سان : در طی تحقیقات روشن شد که اون اردکهای گوگردی آماده کرده بود

بدون اجازه.  بنابراین اون زندانی شد

پزشک یونگ : یک پزشک شخصی ادعا کرده بود که اردکهای گوگردی  مضر نبوده اند

بنابراین آنها ، اون را جلوی همه امتحان کردن

بی سان : اما اون دختر کارگر همان علائم

بیماری بد که عالی جناب گرفته بود گرفت

بنابراین موضوع با خیات بسته شد

رییس دادستانی : بیماری دختر کارگر همان نشانه ها را داشت؟

بی سان : بله قربان من نبضش را برسی کردم

وزیر اوه : بیماری اون از اردک نبوده بلکه بخاطر صدف دریایی بوده

که بانو منشیها برایش آماده کرده بود

وزیر اوه هم بانو چویی را مقصر می داند

بانو چویی : جناب وزیر  چطور تونستین همچین چرندیاتی بسازین؟

بانو مین : درسته

وزیر اوه درست میگه

هوانگ به من گفت که اون صدف دریایی را که بانو یون بهش داد خورده

رییس دادستانی : بانو یون ؟

بانو مین : اون بانوی همراه بانو چوئی بوده

رییس دادستانی : منظورت همان بانوی دربار کشته شده هست؟

بانو مین : بله

بانو چویی : چطور   بانو یون می تونه همچین کاری بکنه ؟

بانو مین : چی ؟همه میدوند که بانو یون دستیار اول شما بوده

بانو چویی : همه ممکنه بدونند اما من چیزی در این مورد نمی دانم

من هرگز به بانو یون یا هوانگ صدف دریایی ندادم

...بانو چویی : پس هوانگ را بیارین و بانو... منظورم اینه لطفاً هوانگ را بیارین اینجا

بانو چویی : اون را بیارن .من مطمئنم موضوع این نیست که اونرا بیارن اینجا

ورییس خواجه وبانو مین درباره بی گناهی من شهادت خواهند داد

شما بخاطر میارین؟ بانو هن اون موقع بانوی اول آشپزخانه بود

بنابراین اون مرا بیرون کرد و به مهمان خانه دربار فرستاد؟ درست نمیگم

رییس داستانی : درسته ؟

رییس خواجه : بله درسته

بانو چویی : وبانو مین سعی کنه بخاطر بیاره

وقتی که بانو هن مرا به مهمان سرای دربار فرستاد چی بهم گفت

اون بهم گفت که از مهمان سرا خارج نشم و من را 

به بخشهای کوچک فرستاد بنابراین من نمی تونستم به سرو غذا برم

درست میگم؟

بانو مین : درسته اما

بانو چویی : بعد از اون شما دوباره من را دیدین؟

بانو مین : نه من شما را ندیدم

بانو چویی : در اون زمان بانوی فعلی اول آشپز خانه(گیوم )

خودم و بانو یون هیچ وقت در قصر نبودیم

و من بعداً این داستان را بخوبی شنیدم

من نمیدونم چرا ایشون (وزیر اوه) سعی میکنه مرا درگیر این ماجرا بکنه

اما نباید این کار را بکنه

و من شنیدم که او به شما گفته

من اون وصیت جعلی را نوشتم

فقط چه شخص بی شرمی می تونسته مدرک یک شخص مرده را جعل کنه

من حتی نمی تونم درموردش فکر کنم

من نمیدونم که اون وصیت چه گفته

اما یک شخص در حال مرگ می تونسته این دروغها را بنویسه؟

اون احتمالا ً اینها را با وجدان در حال مرگ نوشته

 مرده زنده شد :

در همین حال یانگوم وافسر مین وصیت نامه اصلی را که زنده و گویا می باشند میرند به دفتر داستانی  و رو می کنن

+ نوشته شده در  86/06/24ساعت 2:34  توسط علی  | 

خلاصه قسمت بعدی ( 46 ) سریال جواهری در قصر

اینم خلاصه قسمت ۴۶ سریال جواهری در قصر.

 

 

داگو و زنش هم از شدت خوشحالن و می رقصن... ( اینم یه سانسوری دیگه )

و بعد ینگ دوک و بعد هم افسر مین و یانگوم میان و داگو یانگومو بغل می کنه (فکر کنم این آخرین سانسوری این قسمت باشه)

شاه به ملاقات یونسنگ میره یونسنگ هم به شاه میگه به حرفای یانگوم گوش کنه بعدش یانگوم میاد و یه شاه میگه که بانو هن بی گناه بوده و اون اعتراف دروغ داد تا جون منو نجات بده و میگه که بذارید نام اون در قصر سربلند باشه شاه به یانگوم میگه که برای تبرئه کردن اون از اتهامات باید دوباره باید جنگ و خونریزی راه بیندازم.

بانو چویی هم که قضیه یئول یی و رابطه شو با بانوپارک (منشیهای قبلی ) فهمیده بوده به اون یه سری مدارک علیه بانو پارک میده .

یانگوم با ریئس پزشکان صحبت می کنه و ازش میخواد که همه چیزو اعتراف کنه اونم میگه که باید فکر کنم.

پانسول چویی که قصد داره رئیس پزشکان رو بکشه برای بار دوم نقشه ای می کشه و یکی از آدماشو می فرسته که اونو بکشن فرستاده پانسول چویی وقتی به اونجا می رسه می بینه که اون خود کشی کرده .

یانگوم از بانو چویی و گیومیونگ میخواد که به دیدنش برن و به اونا سرکه ی خرمالویی رو که مادرش و بانو هن درست کرده بودن رو نشون میده و به گیومیونگ میگه آیا میخواد از اون استفاده کنه؟ که اونا می خواستن برن ولی یانگوم به اونا میگه که ریئس پزشکان قبل از مرگش یه وصیت نامه به من  داده... و به اونا میگه که خودشون اعتراف کنن قبل از اینکه پیش ملکه بره و همه چیز رو بگه

چویی پس از شنیدن حرف های یانگوم به ترس می افته و دنبال وصیتنامه میگرده حتی در یک فرست مناسب خونه ی داگو رو جستجو میکنه ولی چیزی دست گیرش نمیشه و بلاخره به این نتیجه میرسن که اصلا وصیت نامه ای در کار نیست

بانو چویی به یانگرو پول میده و میگه که برای مدتی مخفی شه  و در عین حال هم یکی از افراد وزیر اوه به اون پول میده و از اون میخواد که به دفتر دادستانی بره و حقیقت رو بگه و بهش قول میده که اگه اینکارو بکنه بعد از اخراج بانو چویی می تونه بانوی منشیها بشه و یانگرو بین دو پیشنهاد که کاملا پارادوکس دارن میمونه و دچار سردرگمی میشه و ناچار برای طلب کمک به پیش یانگوم میره و .....

+ نوشته شده در  86/06/17ساعت 2:45  توسط علی  | 

کلیپ تصویری از یانگوم

برای امروز یک کلیپ از یانگوم براتون انتخاب کردم . لذت ببرین .

 دانلود

+ نوشته شده در  86/06/11ساعت 11:27  توسط علی  | 

والپیپر های زیبا از شین بی

اینم چند والپیپر زیبا از شین بی دوست و یار جدید یانگوم در این چند قسمت آخر .

         

         

برای دیدن عکسها در سایز اصلی روی ادامه مطلب کلیک نمایید.

+ نوشته شده در  86/06/10ساعت 13:14  توسط علی  | 

اینم عکسهایی از یولی

اینم بقیه مطالب امروز و عکس های زیبایی از یولی .

برای دیدن عکسها در سایز اصلی روی سایز اصلی در زیر هر عکس کلیک نمایید .

سایز اصلی

 

سایز اصلی

 

سایز اصلی

 

سایز اصلی

+ نوشته شده در  86/06/10ساعت 13:3  توسط علی  | 

خلاصه قسمت بعدی سریال جواهری در قصر

اینم خلاصه قسمت بعدی ( قسمت ۴۵ ) سریال جواهری در قصر .

بعد از اينكه يانگوم چويی ها را از شكنجه نجات داد آنها در زندان در مورد اين خفت و خواری صحبت ميكنند. از طرفی وزير اوه بعد از اينكه متوجه ميشود كه يانگوم زنده است بسيارخشمگين ميشود و از تصميم ملكه كه تمام قوانين را زير پا گذاشته تعجب ميكند...

پزشك مسئول شب و روز به دنبال علت بيماری عالی جناب است ولی تلاش های او بی فايده است. يانگوم نهايتا به قصر باز ميگردد و همه از جمله ملكه منتظر توضيحات يانگوم هستند. يانگوم توضيح ميدهد كه: ما بيمارانی كه علائمی شبيه عالی جناب داشتند را بررسی كرديم... مريضی عالی جناب آنفلوآنزا نيست! بيماری ايشون ناشناخته است و اسمی ندارد! در همين لحظه پزشك مسئول وارد ميشود و اعلام ميكند كه من بيماری عالی جناب را فهميدم و اين مريضی اسمش "بهكت" هست و داروی مورد نظر خودش رو تجويز ميكند ولی يانگوم با نوع تجويز او مخالفت ميكند و از همين جا رقابت بين آنها شروع ميشود...

جلسه پزشكان تشكيل ميشود و يانگوم مخالفت خودش را با تجويز رئيس پزشك اعلام ميكند. بحث و جدل بين يانگوم و رئيس پزشك در ميگيرد و نهايتا با پادرميانی افسر مين و بقيه پزشكان اوضاع آرام ميشود...

رئيس پزشك نبض عالی جناب را گرفته و بررسی ميكند و به ملكه اعلام ميكند كه من مطمئن هستم كه بيماری شاه آنفلوآنزای مكرر هست كه بهكت ناميده ميشود. ملكه نظر پزشك يونگ را ميپرسد و او اعلام ميكند كه اين آنفلوآنزا نيست! و التهاب كبد ميباشد (و با اين کار تشخيص يانگوم را تاييد ميکند)...

وزير اوگيومو كه از تصميم ملكه در مورد يانگوم عصبانی است با هياتی نزد ملكه ميرود و اعتراض خود را مودبانه(!) اعلام ميكند. و خواستار تجديد نظر در مورد يانگوم ميشود. اما يانگوم با جسارت حرف او را قطع كرده و حال بحرانی شاه را يادآوری ميكند . با تجويزات رئيس پزشك شاه بدتر شده و ملكه خشمگين ميشود و ميگويد كه عالی جناب دارند بدتر ميشوند ولی تشريفات اجازه نميدهند كه يانگوم به درمان عالی جناب بپردازد (اشاره به رسم قديمی کره که پزشکان زن حق لمس کردن عالی جناب را ندارند). بعد از اين گفته ملكه جلسه ای با رياست وزير اوه بر گزار ميشود و يانگوم نسخه خود را اعلام ميكند كه در آن از طب سوزنی استفاده ميشود و نقاط بسيار حساسی مورد نظر است! بعد از اتمام جلسه افسر مين از تصميم يانگوم نگران است كه چرا چنين ريسكی را انجام داده و به او ميگويد من چيزی از پزشكی نميدانم ولی ای كاش بيشتر تحقيق و مشورت ميكردی.پس از موافقت تيم پزشكی رئيس پزشك طبق نسخه يانگوم نقاط بسيار حساس صورت عالی جناب را طب سوزنی ميكند و البته خوشبختانه طب سوزنی با موفقيت انجام ميشود و حال عالی جناب كمی بهتر از قبل ميشود.بعد از مراحل درمان عالی جناب گيوميونگ و بانو چويی جهت آماده کردن غذا برای شاه موقتا آزاد ميشوند و جلسه ای در خصوص نوع تغذيه عالی جناب با حضور آنها برگزار ميشود.

به ميمينت خوب شدن حال عالی جناب جشن كوچكی در اتاق يونسنگ برگزار ميشود و يانگوم در مورد حال عمومی يونسنگ سوال ميكند و دستورات لازم را جهت وضع حمل راحت به او ميگويد.اين جلسه دوامی ندارد و ناگهان افسر گارد يانگوم را به زور ميبرد به پيش ملكه...بله... شاه بينايی خود را از دست ميدهد و اين علت دستگيری يانگوم بود (مثل اينكه دردسر های يانگوم تمامی ندارد!!) برای همين مسئله يانگوم و افسر مين هر دو دستگير ميشوند و آماده محاكمه توسط وزير اوگيومو ميشود. وزير اوه هم كه حالا مين جانگو و يانگوم را در چنگ خود يافته (برای خالی کردن دق دلی) دم به دم برای آنها رجز ميخواند.ملكه در همين لحظه ميايد و به يانگوم ميگويد كه چه طور جرات كردی چنين كار فجيعی انجام بدی؟ يانگوم منتظر حضور ملكه بود تا بگويد: اين نابينايی عالی جناب موقت و جزء مراحل درمان است و كاملا طبيعی ميباشد ولی ما نميخواستيم به شما بگوييم چون ممكن بود كه اجازه درمان عالی جناب را به ما ندهيد. گفتگوی يانگوم و ملكه به دارازا كشيده ميشود و يانگوم درخواست گرفتن نبض عالی جناب را (که بر خلاف قوانين است) مطرح ميكند!!!

با اين حرف يانگوم غوغايی در قصر برپا ميشود. ولی ملكه ميگويد بايد فكر كنم. يانگوم و افسر مين تا شب بازداشت بودند و صحبت های رمانتيك ميكردند. ملكه شب هنگام وارد ميشود و با يانگوم گفتگو ميكند.ملكه در مورد گرفتن نبض عالی جناب توسط يانگوم (كه البته كاری خلاف تمام رسومات و قوانين است) تا صبح فكر ميكند. صبح روز بعد بانوی منشی ها (بانو چويی) دستور ملكه را مبنی بر موافقت با خواسته يانگوم اعلام ميكند و يانگوم آماده ميشود. البته افسر مين جانگو همچنان در بازداشت است تا نتيجه كار يانگوم مشخص شود.سرانجام يانگوم موفق ميشود تا عالی جناب را معاينه كند. اما در حين معاينه به چيز مشكوكی بر ميخورد. در واقع فرضيات او با نبض عالی جناب هماهنگ نبود. از اين رو به مطالعه ميپردازد و تا دير وقت كتاب ميخواند.

يانگوم براي بررسی بيشتر به محل هايی سر ميزند ازجمله منبع آب آشاميدنی شاه، چشمه آب گرم و گاو های عالی جناب و..

از طرفی بانو چويی كه متوجه توطئه رئيس پزشك عليه خودش و گيوميونگ شده بود ماموريتی به يولی واگذار ميكند و به او ميگويد كه تو بايد علنا اعلام كنی كه ظرف سم ها كار رئيس پزشك بوده...يولی در مخمصه بدی گرفتار ميشود چون اگر خواسته بانو چويی را قبول نكند توطئه هايش عليه يانگوم مشخص ميشود و به خاظر خصومتی که با او دارد نمی تواند خواسته او را هم قبول كند. بانو چويی با استعداد عجيب خود (البته در موارد منفی) متوجه ميشود كه كار كار يولی بوده! و اين صحبت ها يك جور يدستی زدن به يولی بود.يولی از آنجا يك راست به خانه بانو پارك (بانوی منشی هاي قبلی) ميرود تا موضوع را با او در ميان بگذارد غافل از اينكه مكی (عموی يانگرو) او را تعقيب ميكند و به اين ترتيب بانو چويی از روابط بين بانو پارك و يولی باخبر ميشود.

يانگوم بعد از تحقيقات نهايی غذا و داروها را برای عالی جناب ميبرد تا شخصا به او بدهد. اما عالی جناب نميتواند غذا ها را بخورد و حالش بدتر ميشود. يانگوم مورد غضب ملكه قرار ميگيرد و زندانی ميشود.به واسطه شكست يانگوم در درمان شاه گيوميونگ و بانوچويی هم دستگير ميشوند. فردای آن روز افسر مين و يانگوم برای شكنجه و بعد از آن كشته شدن (گردن زدن) آماده ميشوند. بعد از دقايقی پيش كار يونگ بون مثل فرشته نجات می آيد و موثر بودن تجويز يانگوم را اطلاع داده و باعث آزاد شدن آنها ميشود. يانگوم درمان پادشاه را از سر میگیرد و او را طب سوزنی كرده و ماساژ ميدهد. و مراحل ماساژ تا صبح ادامه پيدا ميكند. بعد از اين مراحل عالی جناب به طور معجزه آسايی درمان ميشود و بينايی خود را به دست می آورد و يانگوم اولين كسي است كه توسط عالی جناب ديده ميشود.

+ نوشته شده در  86/06/10ساعت 12:44  توسط علی  | 

عکسهای بسیار زیبا از یانگوم زیبا

اینم عکسهای امروز و بازم یانگوم .

بقیه این سری از عکس های یانگوم را می توانید در ادامه مطلب ببینید .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  86/06/09ساعت 6:55  توسط علی  | 

کلیپ تصویری موبایل از یانگوم

برای امروز یک کلیپ تصویری موبایل از یانگوم براتون انتخاب کردم .

حجم کلیپ : ۳.۵۹ مگابایت

برای دانلود این کلیپ از یانگوم بر روی دانلود کلیپ  کلیک نمایید .

* در ضمن برای دیدن این کلیپ نیاز به برنامه Riva FLV Player دارید. این برنامه را میتوانید از اینجا دانلود نمایید .

+ نوشته شده در  86/06/08ساعت 3:31  توسط علی  | 

درباره موزیک سریال جواهری در قصر

اینم مطالبی جالب در خصوص موزیک سریال جواهری در قصر .

يک دسته گل، يک دانه شن

ترانه اين مجموعه اونارا نام دارد و ايم سه هيوم آن را به زبان کره باستان سروده است. بسياري از اهالي امروز کره هم از مفهوم آن سر درنمي آورند.

اين ترانه به سبک پانسوري سروده شده است. پانسوري سبکي از موسيقي کره اي است که در سلسله جيسون ظهور کرد و در قرن 19 از محبوبيت بسياري برخوردار بود. در اين سبک صداي خواننده و نوازنده درهم آميخته مي شود تا داستاني را در اين ميان نقل کند. ترجيع بند ترانه چو- ايمسائه ناميده مي شود و در پاناسوري سنتي نوازنده طبل آن را همراهي مي کند تا علاوه بر ضرباهنگ، ريتم هم به اثر بدهد. چو- ايمسائه متشکل از اصواتي به معني يا کلمات کوتاه با مضمون کلي تشويق است.

از آنجا که زبان ترانه بسيار قديمي است در مورد معني آن اختلاف نظر وجود دارد. اما يکي از تفسيرهايي که در مورد آن وجود دارد اين است که داستان دختري در آن نقل مي شود که مردي را دوست دارد که نمي تواند به او برسد از اين رو سرنوشتش را مي پذيرد و راه زندگي خود را در پيش مي گيرد.

در نسخه کره اي ترانه سه کودک کره اي که در مقطع دبستان درس مي خوانند و درس هاي موسيقي کلاسيک را نيز آموخته اند آواز پاياني هر قسمت را مي خوانند. در آلبوم موسيقي سريال نسخه ملايم تري از ترانه هم وجود دارد که اي دانگ- هوي خواننده موسيقي سنتي کره آن را خوانده است. وي فارغ التحصيل موسيقي کلاسيک کره از دانشگاه ملي سئول است.

اونارا نسخه هاي متعدد ديگري نيز دارد که همزمان با پخش سريال در خارج از کره وارد بازار شده اند. «اميد» نام يکي از اين نسخه هاست که توسط کلي چن و به زبان کنوني براي پخش در هنگ کنگ خوانده شده است. «عزيز» نسخه ديگري است که آنجلا چانگ به زبان مانداري چيني براي پخش در تايوان خوانده است. «ندا» به خوانندگي تانگ کان و «اميد» به خوانندگي پنج دختر برنده مسابقه خوانندگي هم براي پخش در چين آماده شده اند. فيت کونتا هم نسخه کاملاً متفاوتي را براي فيليپين خوانده است.

متن ترانه

بيا، بيا، بيا براي هميشه(اگر از او بخواهم آيا براي هميشه پيشم خواهد ماند؟)

برو... برو... برو براي هميشه(اگر از او بخواهم آيا براي هميشه ترکم خواهد کرد؟)

هر روز و هر روز منتظرم.(حتي اگر تا ابد هم منتظر بمانم باز هم نمي توانيم با هم باشيم)

نه... نه نمي تواند اينگونه باشد

اگر نمي تواني بيايي مرا با خود به آنجا ببر

مه... مه و صداي کودکي که مي گريد

مي خواهم به خانه بروم نزد پدر و مادري که عاشق شان هستم

مه... مه و آسمان سياه

ستاره ها مي درخشند اما جايي براي قلب پرآشوب من نيست

آه... چه کسي مي تواند مرا به خانه ببرد، خانه اي چنان دور

نترس... نترس عزيزم

يک دسته گل، يک دانه شن تا پايان زمين

نترس... نترس هر چه زودتر بزرگ شو

منتظر آفتاب باش تا اميد بياورد

وقتي مه از آسمان پاک شود کودک خواهد خنديد

آواز بخوان و با اين پدر و مادر حرف بزن

وقتي مه پاک شود آسمان روشن خواهد شد

به آفتاب نگاه کن و اميدوار باش

آه... چه کسي مي تواند مرا به خانه ببرد، خانه اي چنان دور

آه... چه کسي مي تواند مرا به خانه ببرد، خانه اي چنان دور

موزيکال جواهري در قصر

روزنامه تايمز کره روز 8 مارس 2007 خبر اقتباس موزيکال از سريال جواهري در قصر را منتشر کرد. بنا بر اين خبر کيم سو هيون (به نقش يانگوم) و وون کي يون(به نقش آقاي مين) بازيگران اين پروژه اند. آنها در مراسمي براي افتتاح اين نسخه موزيکال در حضور خبرنگاران براي عکس هاي مطبوعاتي ژست گرفتند.

سانگ سونگ هاون، تهيه کننده اين موزيکال، در مراسم مذکور گفت؛ جواهري در قصر در 50 کشور جهان پخش شده و از اين رو خط داستاني مشهوري دارد و اسم و رسمي براي خود در جهان پيدا کرده است. امروز ما در اينجا بازيگراني از تئاتر چين، تهيه کننده اي از ژاپن و يک کمپاني سنگاپوري را به عنوان همکاران خود در اين پرو ژه داريم.

آنها به موزيکال جواهري در قصر بسيار علاقه مندند و مي خواهند آن را در کشورهايشان نمايش دهند. جواهري در قصر موزيکال مي تواند در گسترش فرهنگ کره در سراسر جهان نقش بزرگي داشته باشد.

کمپاني توليد کننده اين اثر، پي ام سي نام دارد که قبلاً برنامه پرطرفدار «نانتا» را تهيه کرده است. پي ام سي مي گويد امسال با برنامه هايي که در ماه جولاي در داگو و در ماه اوت در مرکز هنرهاي سئونگ نام در جنوب سئول دارد تمرکزش را به روي بازار کره قرار داده است. اين شرکت قصد دارد سال آينده هم برنامه هايي در جنوب شرق آسيا و ديگر کشورها داشته باشد.

+ نوشته شده در  86/06/03ساعت 9:5  توسط علی  | 

عکسهای زیبا از یانگوم زیبا هنرپیشه ی توانای جواهری در قصر

اینم چند عکس زیبای دیگه از یانگوم .

بقیه این سری از عکس های یانگوم را می توانید در ادامه مطلب ببینید .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  86/06/03ساعت 8:7  توسط علی  | 

خلاصه قسمت 44 سریال جواهری در قصر

اینم خلاصه قسمت بعدی سریال جواهری در قصر .

یانگوم پس از قبول شرط به دستور ملکه همراه باریس خواجه و به طور مخفیانه به باغ سبزیجات (ادویه خانه ) میره و آنجاست که باید تحقیق کنه (این دستور مخفیانه ملکه پیامد های سنگینی دارد) و علت بیماری عالی جناب را بفهمه البته با کمک افسر مین و یانک داک این تصمیم شجاعانه ملکه است ایشان قصد و منظور بانو منشیها را فهمیده با توجه به وضع مادر شاه و آگاهی خودش و رابطه بانو چوئی و بانو هن اون در مورد اینکه چطور بانو هن در گذشته اخراج شده بود مشکوک بود وایشون احتمالاً تصمیم گرفته بفهمه که حقیقت چی بوده وقتی که این اتفاق افتاد.

رئیس خواجه : درسته که تو یک بحران جدی را پشت سر گذاشتی اما لازمه که تو علت واقعی بیماری عالی جناب را بفهمی در غیر اینصورت با قانون بازرسها تنبیه میشی تو باید خیلی زود اون را پیدا کنی .

یانک داک : ده تا بیمارآوردم که احتمالاً احتیاج به مراقبت پزشکی دارن پس ما باید اول اونها را آزمایش کنیم و بدین ترتیب کار شروع میشه .

در قصر جلسه ستاد بحران تشکیل می شه و در اول جلسه خبر اخراج بدون خبر یانگوم به جیجو اعلام میشه و در جلسه افسر مین درخواست معاینه شاه توسط دکتران دیگرپزشک شین و یونگ را مطرح می کنه پس از گرفتن نبض توسط دو نفر دوباره جلسه با حضور بانوی دربار تشکیل می شه. و همه تشخیص رئیس را تایید می کنند و رئیس خوشحال با یولی نقشه دیگری مبنی بر ریختن سم در غذا را می کشند.

در جلسه خاندان چویی در فکر راه حل هستند که یانگرو سراسیمه وارد شده و می گوید می خواهند آشپزخانه را بگردند. از طرفی خانه پانسول چویی را هم کاملا بررسی میکنند و مدارک لازم در جلسه آورده می شود.

بانو چویی مانند وکیل مدافع به همه موارد حتی گیاهان سمی پاسخهای لازم را می دهد ما از این ها برای تعلیم  بانوان جدید آشپزخانه استفاده می کنیم ما به اونها درس میدیم که کدوم یک از گیاهان سمی هستند و کدومشان خوراکی هستن و.. فقط در مورد ادویه مخصوص گیومیونگ گیر می افتد چرا که او ظرف ادویه را گرفته و تست میکنه که می بینه ای دل غافل که انگار هیئت منصفه درست میگن و ظرف را میده که گیومیونگ هم امتحان کنه بانو چویی :این یک دامه ، من کسی که این کار را کرده پیدا میکنم این مطمئناً یک توطئه است ما اصلاً نمیدونیم که این قارچها چطور اینجا اومدن

یانگوم در درمانگاه کوچیک خودش بی خبر از وقایع قصر به درمان بیماران و پیدا کردن علت بیماری شاه میگرده و..

در این موقع افسر مین خبر قصر را به او می ده

یانگوم : چی ؟ قارچ پاپلی نیسیس

افسر مین : بله

یانگوم : امکان نداره من بانوی اول را میشناسم اگه اون مقصود دیگه ای داشته میتونسته چیزی بدتر از سم استفاده بکنه اما اونها این کار را نمی کنند اونهم با این بی دقتی

در بازرسی از خانه آقای چویی فلفل سیاه که از طلا هم گرونتر بوده پیدا می شه و مشخص می شود که چویی و وزیر اوه با ژاپنی ها که در آن زمان دشمن کره ای ها بودند معامله می کنند.

یانگوم از افسر مین می خواد که شین بی برایش کاری کند وبره پیش بانوان پزشکی که پیش عالی جناب خدمت می کردن و از بیماری شاه در آن زمان سوال کند . افسر مین قضیه یانگوم را برای شین بی میگه و از او می خواد که هیچ کس نباید متوجه بشه تو باید مطمئن بشی که هیچ کس در این مورد چیزی نفهمه . میتونی این کار را بکنی ؟ شین بی هم از پزشک قبلی (یون بی) می پرسه که آیا شاه پس از طب سوزنی بدنش چرکی می شده ؟ او اعلام میکنه بعضی وقتها بله و بعضی وقتها هم بدنش جوش میزده و..

در این موقع که رئیس پزشک حرفهای این دو را می شنوه فکری به ذهنش میرسه ولی در این موقع پانسول چویی را می بینه

پانسول : چطور تونستی  همون روشی را  که من استفاده کردم برای متهم کردن ما بکار ببری؟

و معلوم میشه رییس پزشک برای فرار از این مخمصه آشپزخانه را مقصر اعلام میکنه

پانسول پیش وزیر اوه رفته و از اون درخواست کمک میکنه .که وزیر اوه هم با بی میلی جواب پانسول را میده و عنوان می کنه که نخست وزیر جناح راست و افسر مین و حتی ملکه هم به دقت مو ضوع را زیر نظر دارند

در این جا اسرار درون یولی رو میشه و معلومه میشه چرا از بانو چویی اینقدر کینه داره

یولی خطاب به بانو پارک (منشیهای قبلی )  : مطمئناً مقام و مرتبه شما برمیگردد شما زندگی مرا نجات دادین و همینطور برادرها و خواهر هایم را وقتی که ما گرسنگی می کشیدیم من بانو چوئی را که باعث شد که شما اینطور بشین نمی بخشم

بانو پارک (منشیهای قبلی ) : وقتی من تو را پیش خودم آوردم نمی دونستم که مجبور میشم ازت بخواهم همچین کاری بکنی(سم ریختن در ظرف گیوم )

بانو پارک خطاب به وزیر اوه : چه سودی  از شریک بودن  با آقای چوئی بدست میارین ؟این همش به نفع شماست اگه در موردش فکر کنید همش اون دستورات شما را اجرا میکنه اگه شما از این فرصت استفاده بکنید و بانو چوئی و پانسول چوئی را بیرون بندازین اونوقت شما میتونید همه کارها زیر دست خودتان داشته باشین

در راستای اعتراف نکردن گیومیونگ ملازمان او را به دفتر دادستانی میفرستن تا بازجویی در اونجا با شدت عمل بیشتری صورت بگیره و گیومیونگ زندانی میشه ( البته سلولش برایتان آشناست )

شین بی پیش یانگوم اومده توضیحاتی در مورد کاری که یانگوم ازش خواسته بود می ده و مضافاً خبر دستگیری بانو اول را .

یولی پیش رئیس پزشک رفته و اعلام میکنه همه کارها را او انجام داده و از افراد بانوی منشیهای قبلی بانو پارک می باشد و..

بانو چویی نگران حال گیومیونگه که در زندان بسر می بره و وزیراوه هم کاری نمی تونه کاری انجام بده  

وزیر اوه از این پس به دیدار بانوی منشیهای قبلی میره .در همین اوضاع داگو هم اون حولی تشریف داره و پی به این رابطه می بره و خیلی سریع میاد خونه تا به افسر مین اطلاع بده

افسر مین و افسران گارد سلطنتی(در خانه داگو) در مورد نقشه بدست آمده از خانه پانسول  با هم تبادل نظر کرده و افسر مین وظایف هر کدام از اونها مشخص میکنه و دستورات لازم را صادر میکنه . داگو با وحشت عجیبی میرسه و خبر رابطه وزیر اوه و بانو پارک  را به افسر مین میگه

افسر مین حتی به داگو و زنش قضیه یانگوم را نگفته و اون دوتا تلاش می کردن با این خبر دست وزیر اوه را رو کنند و باعث بشه  یانگوم برگرده .

با گذشت یک روز از بازداشت بانوی اول دربار، حکم بازداشت بقیه متهمان نیز صادر شده  وصبح الطلوع  به مرحله اجرا گذاشته میشود.

پانسول چویی در خانه اش بازداشت میشه و همینطور بانو چویی و مجرمان در دادستانی آماده بازجویی میشوندقاضی وارد شده و بازجویی شروع میشه قاضی القضات : حرف بزنید کی به شما گفته که چنین غذاهایی را سرو کنید ؟کی به شما گفت که همچین کاری بکنید ؟

پانسول : همش کار منه .  شخصاً اونها را از خانه ام فرستادم برای تهیه کردن غذای خوب برای عالی جناب.

اینقدر شکنجه شان بکنید تا به جرمهایشان اعتراف کنند و حکم شکنجه برروی متهمان اجرا میشه... 

+ نوشته شده در  86/06/03ساعت 7:31  توسط علی  | 

عکس های بسیار زیبا از یانگوم زیبا

اینم عکسهای امروز و باز هم یانگوم .

بقیه این سری از تصاویر یانگوم را می توانید در ادامه مطلب ببینید .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  86/06/02ساعت 11:7  توسط علی  | 

کلیپ تصویری موبایل از یانگوم

برای امروز یک کلیپ تصویری موبایل از یانگوم براتون انتخاب کردم .

حجم کلیپ : ۱.۳۲ مگابایت

برای دانلود این کلیپ از یانگوم بر روی دانلود کلیپ کلیک نمایید .

* در ضمن برای دیدن این کلیپ نیاز به برنامه Riva FLV Player دارید. این برنامه را میتوانید از اینجا دانلود نمایید .

+ نوشته شده در  86/06/01ساعت 8:17  توسط علی  | 

فيلم غير اخلاقي منتسب به "يانگوم" در بازار غيرقانوني CD فروشان

فیلم منتسب به یانگوم بازیگر سریال جواهری در قصر در بازار غیرقانونی CD فروشان تهران عرضه شد.


مدتی است عده ای سودجو با سوء استفاده از استقبال مردم از"جواهری در قصر" ، یک CD غیر اخلاقی را به دروغ به بازیگر نقش اول این سریال منتسب و آن را روانه بازار غیرقانونی CD فروشان تهران کردند.
پیش از این نسخه کامل این سریال که محصول کشور کره جنوبی است بر روی پنج DVD به زبان اصلی و با زیرنویس انگلیسی روانه این بازار شده بود اما اخیرا یک CD غیراخلاقی که بازیگر نقش زن آن چهره ای شبیه به بازیگر سریال جواهری در قصر (لی یانگ ای) دارد، روانه بازار غیرقانونی CD شد که البته با سرعت عمل نیروی انتظامی، همچون دیگر CD های غیر اخلاقی عرضه شده در ماه های اخیر از تکثیر گسترده باز ماند.
گفتنی است سریال جواهری درقصر بر اساس نظر سنجی صدا و سیما با ۱۶۴هزار و ۱۹۵ رای دومین سریال پربیننده محسوب می‌شود و این خود دلیلی برای انجام این امر به شمار می آید .
+ نوشته شده در  86/05/31ساعت 7:11  توسط علی  | 

عکس های زیبای دیگری از یانگوم

برای امروز چند عکس دیگه از یانگوم انتخاب کردم . لذت ببرین .

 

بقیه این سری از عکس های یانگوم را می توانید در ادامه مطلب ببینید .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  86/05/29ساعت 5:9  توسط علی  | 

خلاصه قسمت 43 سریال جواهری در قصر

........ بانو چویی میگوید که شما نباید یانگوم را آزاد کنید به خاطر اینکه اسناد شاه را برداشته ولی کاردار میگوید که نمیداند بانو چویی راجع به چه چیزی سخن میگوید و بانو چویی را بیرون میکند .

در بازگشت از نزد کاردار یانگوم متوجه میشود که پزشکان دربار در پی رفع بیماری پادشاه هستند .

در طرف دیگر نیز بانو چویی به یولی و پزشک شاه  میگوید که اگر یانگوم ثابت کند که تشخیص اشتباه بوده دچار درد سر میشوند و بالاخره تصمیم میگیرند که به محافظ اسناد رجوع کنند و وزیر اگیو مو محافظ اسناد را میخواند و از او توضیح میخواهد ولی محافظ میگوید که این مساله ربطی به شما نداره و این قضیه توسط جاسوس داگو به گوش افسر مین میرسد ولی باز بانو چویی با رشوه دادن کار خودش را میکند .

حال پادشاه بسیار وخیم است به همین علت جلسه ای با حضور کلیه پزشکان و افسر مین گرفته میشود و پزشک شاه وضع شاه را بازگو میکند .

از سوی دیگر رفتار یولی عجیب شده و همه از این موضوع اطلاع پیدا میکنند حتی داروهایی که او درست میکند نیز عوض شده اند.

یانگوم به محل داروخانه میرود و لیست داروها را میگیرد و میفهمد یولی بانوان درمان را معالجه نکرده .

اما بالاخره بانو چویی کار خودش را میکند و به ملکه گزارش میدهند و حکم اعدام یانگوم در شب همان روز صادر میشود .

در روز بعد از دستگیری یانگوم پزشک شاه تصمیم میگیرد که خانواده چویی را مقصر جلوه دهد که در این کار موفق میشود و پزشک اول دربار گیومیونگ دستگیر میشود .

بانو چویی که اوضاع را وخیم می بیند پیش پانسول چویی میرود و میگوید باید کاری کند ولی او میگوید پزشک ارشد برتری دارد و نمیتوانند کاری بکنند .

پزشک دربار در پی نجات یانگوم است و احساس گناه میکند و پزشکهای زن دربار از غیبت یانگوم اطلاع می یابند و به دنبال او میگردند .

 ولی ناگهان اتفاقی باور نکردنی روی می دهد و کارداران یانگوم را در داخل کیسه میاورد و پیش ملکه می برد و ملکه به یانگوم میگوید که دلیل اینکه مرگش را به عقب انداخته اینست که یانگوم گفته است که تشخیص بیماری پادشاه اشتباه بوده است . سپس به یانگوم می گوید که شرط اینست که این قضیه را ثابت نماید و ........

+ نوشته شده در  86/05/27ساعت 4:24  توسط علی  | 

کلیپ تصویری از بانو هن

برای امروز یک کلیپ تصویری موبایل از بانو هن براتون انتخاب کردم .

حجم کلیپ : ۳.۳۵ مگابایت

کلیپ یانگوم

برای دانلود این کلیپ از بانو هن بر روی دانلود کلیپ  کلیک نمایید .

* در ضمن برای دیدن این کلیپ نیاز به برنامه Riva FLV Player دارید. این برنامه را میتوانید از اینجا دانلود نمایید .

+ نوشته شده در  86/05/24ساعت 3:12  توسط علی  | 

عکسهای بسیار زیبا از یونسنگ

برای امروز چند عکس بسیار زیبا از یونسنگ براتون انتخاب کردم . لذت ببرین .

بقیه این سری از عکس های یونسنگ را می توانید در ادامه مطلب ببینید .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  86/05/23ساعت 3:39  توسط علی  | 

تصاویری زیبا از بانو هن

برای امروز چند عکس از بانو هن براتون انتخاب کردم . لذت ببرین .

بقیه این سری از عکس های بانو هن در ادامه مطلب می توانید ببینید .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  86/05/22ساعت 3:17  توسط علی  | 

عکس های بسیار زیبا از یانگوم زیبا

برای امروز چند عکس زیبا از یانگوم براتون انتخاب کردم . لذت ببرین .

بقیه این سری از عکس های یانگوم را می توانید در ادامه مطلب ببینید .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  86/05/20ساعت 3:36  توسط علی  | 

خلاصه قسمت 42 سریال جواهری در قصر

****و اما این هفته یک روز زودتر خلاصه قسمت ۴۲ سریال جواهری در قصر را در سایت قرار دادم . اگر راضی هستین در بخش نظرات قرار دهید تا در هفته های بعد نیز این کار را انجام دهم . ****

 

و حالا خلاصه سریال

 

 

یانگوم از نقشه شوم یولی مطلع میشود و به کسی که برای دوستش قضا میبرد میگوید که نباید قضای چرب به او بدهد . پزشک ارشد این قضیه را میفهمد و یک جلسه برگزار میکند و در حضور همه به یولی میگوید که چه قصدی از این کار داشته؟

در این جلسه همه پزشکان یولی را زیر سوال میبرند و میگویند اگر تفاوت بین کم خونی و فشار خون را نفهمیدی ادعای پزشکی تو دروغی بیش نبوده . یانگوم به بقیه هم اطلاع میدهد که یولی بازیچه بانو چویی شده . یانگوم به بانو مین میگوید که در سکوت باید مواظب او باشند .

 یانگوم به دنبال راهی برای دسترسی به سوابق پزشکی پادشاه است که بفهمد در زمان قدیم علت اون بیماری که گفته میشد به علت خوردن اردک است واقعا چه بوده است و اول با افسر مین مشورت میکند

 یانگوم پیش پزشک ارشد میرود و به او میگوید که باید سوابق ملکه را بررسی کند. بالاخره یانگوم موفق میشود با اجازه ملکه به اطاق سوابق دربار وارد شود و سعی میکند هدف خود را دنبال کند . پرونده را برمیدارد و قایم میکند و در هنگام خروج او را میگردند و چیزی پیدا نمیکنند . بعد پیش شین پی میرود و به او میگوید بازم برایش میاورد!

 گیومیونگ به ملاقات افسر مین میرود و حرف های دلش را میزند . مادر ناتنی یانگوم به پیش او میرود و به او میگوید که افرادی قصد دارند از رابطه او با افسر مین سوء استفاده کنند و با این کار افسر مین هم نابود میشود . حال پادشاه بد میشود و پزشک شخصی او به معاینه ایشان میرود و میگوید که آنفلانزا است . یانگوم سومین دفتری که برداشته را برمیگرداند و در موقع خارج شدن توسط ملازمان دستگیر میشود. ملازم ارشد یانگوم را از خطر مرگ نجات میدهد و لی در موقع خارج شدن بانو چویی به سمت آنها میرود و به ملازم ارشد میگوید که آیا میخواهید به شاه خیانت کنید و .......

+ نوشته شده در  86/05/19ساعت 11:23  توسط علی  | 

کلیپ تصویری موبایل از یانگوم

برای امروز یک کلیپ تصویری موبایل از یانگوم براتون انتخاب کردم .

حجم کلیپ : ۷۶۲ کیلو بایت

برای دانلود این کلیپ از یانگوم بر روی دانلود کلیپ کلیک نمایید .

* در ضمن برای دیدن این کلیپ نیاز به برنامه Riva FLV Player دارید. این برنامه را میتوانید از اینجا دانلود نمایید .

+ نوشته شده در  86/05/18ساعت 7:47  توسط علی  | 

عکسهای زیبای دیگری از یانگوم زیبا هنرپیشه ی توانای جواهری در قصر

اینم چند عکس بسیار زیبا از یانگوم جواهری در قصر .

بقیه این سری از عکس های یانگوم را میتوانید در ادامه مطلب ببینید .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  86/05/18ساعت 2:8  توسط علی  | 

مژده--------------------مژده---------------------مژده

برای امروز من یک خبر بسیار خوب برای شما دارم و اون خبر اینه که به علت رسیدن نظرات موافق شما به ۱۰۰ برای قرار دادن عکسها و مطالب سریال افسران پلیس از این پس تصمیم ما بر این شد که مطالب این سریال در سایت قرار گیرد .

* شایان ذکر است که سایت مربوط به این سریال در بخش پیوندها آورده شده است .

+ نوشته شده در  86/05/17ساعت 9:53  توسط علی  |